تجربه شخصی- دکتر شبنم (پزشک متخصص)

تجربه اخذ ویزای توریستی و Renunciation من در سال 2012  به همراه خانواده ام به عنوان پی آر وارد خاک کانادا شدیم. ما از طریق برنامه نیروی متخصص فدرال و با مدرک پزشکی من موفق شده بودیم اقامت کانادا را دریافت کنیم. چند ماه اول ورودمان به کانادا را در شهر تورنتو سپری کرده بودیم و سپس به شهر ونکور رفتیم و چند ماهی هم آنجا مقیم شدیم. در شهر تورنتو خواهر همسر من اقامت داشتند و دلیل اقامت اولیه ما در این شهر حضور ایشان در این شهر بود. پس از چند ماه اقامت و زندگی در کانادا به همراه همسر و پسرانم متوجه شدم که این سرزمین برای اقامت دائم من مناسب نیست و حداقل برای من و همسرم جذابیتی ندارد. من در ایران پزشک متخصص بودم که درآمد بسیار خوبی داشتم و آنجا با اعتبار و تخصصم بهترین فرصت را برای خدمت به هموطنانم داشتم. برای اینکه به همین شرایط در کانادا برسم راهی بسیار طولانی در پیش داشتم که برای سن من و شرایط من بسیار دشوار بود و موفقیت آن هم در هاله ای از ابهام قرار داشت. شرایط همسرم با وجود داشتن مدرک مهندسی هم شبیه من بود، در مدت کوتاهی پس از اقامت در کانادا همسرم به شدت از شرایط آنجا ابراز ناراحتی می کرد و دلتنگ ایران و سرزمین مادری شده بود و اصرار زیادی به بازگشت به ایران داشت. در اوائل سال 2014 به همراه فرزندانم به ایران بازگشتیم و در سالهای بعد با داشتن کارت پی آر در هر سال یک یا دو ماهی را در کانادا می گذراندیم و همچنان علاقه ای به ماندگاری و اقامت دائم در کانادا نداشتیم. حدود دو سال قبل پسرم تصمیم گرفت در کالجی در شهر ونکوور ثبت نام کند و به صورت دائم مقیم کانادا شود. پسر دیگرم بر عکس پسر اولم در کنکور شرکت کرد و در رشته پزشکی در دانشگاهی بسیار معتبر پذیرفته شد. با این شرایط قلب من به دو پاره تقسیم شده بود. بخشی از آن در کانادا می تپید و بخش دیگری از آن هنوز به ایران تعلق داشت. با انقضای کارت پی آرم استرس زیادی بر من مستولی شد چون دیگر امکان سفر و دیدار با پسرم را به آسانی قبل نداشتم. روزی که به صورت کاملا تصادفی با دفتر مهاجرتی نوبل آشنا شدم باور نمی کردم که بتوانم در مسیری که قلبم به آن گواهی می داد موفق شوم. با مشورت با خانم دکتر طباطبایی به این نتیجه رسیدم که اخذ travel document یکی از بهترین گزینه هایی است که امکان حداقل یکبار سفر به کانادا را به من می دهد و من همچنان وضعیت پی آر خود را حفظ خواهم کرد. اما من از اینکه همچنان پس از این سفر بلاتکلیف خواهم بود و مجبور به تصمیم گیری مجدد خواهم بود خوشحال نبودم. به همین دلیل تصمیم گرفتم وضعیت اقامت خود را renounce کنم و برای ویزای توریستی اقدام نمایم. باید اقرار کنم از دست دادن اقامت کانادا با وجود زحمات زیادی که برای کسب آن کشیده بودم تصمیمی بسیار دشوار و سرنوشت ساز بود. نگرانی از اینکه درخواست ویزای توریستی من مورد موافقت قرار نگیرد خیلی آزار دهنده بود. من همه شرایط لازم برای دریافت ویزای توریستی را داشتم اما اهمیت دریافت این ویزا برای دیدار پسرم برای من به حدی بود که زمان را برایم چند برابر جلوه می داد. همین ترس و نگرانی باعث شد تا مدارک لازم را به دقت جمع آوری کنم و مشاوره های خانم دکتر طباطبایی را مو به مو اجرا کنم. به نظرم پرونده ویزای توریستی من بی عیب و نقص تنظیم شد اما همچنان نگران نتیجه بودم. خوشبختانه درخواستم خیلی زود مورد بررسی قرار گرفت و روزی که پاسخ مثبت دریافت کردم از خوشحالی دیدار پسرم در پوست خودم نمی گنجیدم. مهاجرت وقتی که خانواده به پاره هایی در گوشه هایی دور از هم پراکنده می شوند بسیار آزار دهنده است. من امروز در دو دنیای متفاوت زندگی می کنم که فاصله آنها بسیار زیاد است.