تجربه شخصی – مریم و دختر 5 ساله اش

تجربه اخذ ویزای توریستی

من در سال 2017 برای دیدار خواهرم در شهر تورنتو
همراه با دخترم درخواست ویزای توریستی دادم. خواهرم باردار بود و برای زمان زایمان
نیاز داشت که من در کنارش باشم. مادرم مسن بودند و امکان این سفر طولانی را
نداشتند و سایر خواهرهایم هم بچه های مدرسه ای داشتند و امکان نداشتند در طول سال
تحصیلی فرزندانشان را تنها بگذارند و به تورنتو سفر کنند.

مثل سایر آشنایان گمان می کردم که دریافت ویزای
توریستی کار مشکلی نیست و آژانسهای مسافرتی به دلیل آشنایی با اینگونه سفرها و
دریافت هزینه مناسب منبع خوبی برای دریافت این ویزا هستند. دو ماه پس از ارائه
پرونده متاسفانه آژانس مسافرتی به ما اطلاع داد که با درخواستمان موافقت نشده است.
دریافت این خبر برای خودم، همسرم، خواهرم و همه خانواده به ویژه مادرم بسیار آزار
دهنده بود. خواهرم روی حضور من و کمک من خیلی حساب می کرد و حالا نمی دانست با این
وضعیت چگونه کنار بیاید. حاملگی خواهرم با پیچیدگیها و دشواریهایی مواجه شده بود و
در همان چند ماه اول دکتر به خواهرم توصیه کرده بود به استراحت مطلق در خانه
بپردازد. در واقع سفر من به کانادا چیزی بیشتر از یک مسافرت عادی بود و دریافت
ویزای توریستی برای من بیشتر از یک ویزای توریستی عادی ارزش داشت.

پس از دریافت این خبر شروع به جستجو در اینترنت
کردم و این بار به دنبال وکلای رسمی گشتم که بتوانم مشکل خود را با آنها در میان
بگذارم و از آنها مشاوره و کمک بگیرم. پس از تماس با شرکت نوبل و مشاوره با وکیل
این شرکت خانم دکتر طباطبایی و اطمینان از تخصص و اعتبار و در عین حال صداقت ایشان
تصمیم گرفتیم این بار کار اخذ ویزای توریستی را به ایشان بسپاریم. چون در نامه
مردودی قبلی به نداشتن سابقه سفر کافی به عنوان یکی از دلائل مردودی اشاره شده بود
تردید اصلی من این بود که آیا سفر به یکی از کشورهای حوزه شینگن شانس من را برای
دریافت ویزای توریستی افزایش خواهد داد یا خیر. همچنین با توجه به زمان باقیمانده
از بارداری خواهرم و نزدیک شدن به زمان زایمان ترس و نگرانیم از این بود که اگر
خیلی زود برای اخذ ویزای توریستی اقدام کنم مجدد با شکست مواجه شوم. از دوستان و
آشنایان شنیده بودم که بهتر است قبل از ارائه درخواست دوم حداقل چند ماهی را صبر
کنم و بعد مجدد اقدام کنم. همچنین با بررسی دقیق نامه رد درخواست متوجه شدیم که
آژانس مسافرتی فقط نسخه انگلیسی مدارک ما را به سفارت ارائه کرده بود و هیچ کدام
از مدارک ما کپی مدارک به زبان فارسی را نداشتند.

در مشاوره اول با شخص وکیل این نگرانیها را مطرح
کردم و نظر ایشان این بود که با توجه به ضرورت سفر به کانادا و زمان اندک
باقیمانده تا زایمان نباید وقت را هدر داد و بهتر است برای دریافت ویزا در اسرع
وقت با پرونده ای قوی و دقیق اقدام کرد. صادقانه بگویم باور اینکه بدون سفر دیگری
این بار شانس دریافت ویزا داشته باشم برایم سخت بود و از اقدام مجدد بلافاصله پس
از دریافت پاسخ منفی قبلی ترس زیادی داشتم.

پس از مشورتهای زیاد با همسر و خواهرم به این نتیجه رسیدیم که کار با به دست متخصص بسپاریم و با همین شرایط مجدد اقدام کنیم. این بار شاهد آن بودم که در تهیه پرونده و جمع آوری مدارک و ارائه دلائل مرتبط با ضرورت سفر من به کانادا و مدارک پزشکی خواهرم دقت زیادی به خرج داده شد و تمامی نکات ریزی که ممکن بود به نظر مهم نیاید به دقت جمع آوری شد. شواهد زیادی از پزشکان خواهرم در کانادا جمع آوری شد که ضرورت حضور من در کانادا را ثابت می کرد. همچنین متوجه شدم که توانایی مالی ما در پرونده گذشته بسیار ضعیف نشان داده شده بود و ما امکانات مالی بسیار بهتری داشتیم که با راهنماییهای وکیل توانستیم این بار آنها را با دقت و شفافیت به سفارت نشان دهیم.

روزهای پس از ارائه درخواست به سختی می گذشت.
بارها با وکیل تماس گرفتم و هر بار همان پاسخ همیشگی را دریافت می کردم:  “ما بهترین پرونده ممکن را ارائه دادیم و امیدواریم
به نتیجه دلخواه برسیم”. همیشه ناخودآگاه پاسخ متعهدانه ایشان را با ضمانتهای
ساختگی آژانسهای هوایی مقایسه می کردم و در ذهنم خودم را ملامت می کردم که چگونه
به این آژانسها و تبلیغات آنها اعتماد کردم و سرنوشت کارم را به آنها سپردم.

پس از بیشتر از دو ماه و نیم انتظار سرانجام با
تماس تلفنی وکیلم مطلع شدم که با درخواست من و دخترم موافقت شده است. دریافت این
پاسخ برای من و خانواده ام در حکم امداد رسانی به کسی را داشت که بی صبرانه منتظر
رسیدن کمک از سوی خانواده اش بود. خواهرم با شنیدن این خبر بسیار خوشحال شد و از
صمیم قلب برای خانم دکتر دعای خیر کرد.

روزی که با دخترم عازم کانادا بودیم از تصمیمی
که گرفتم و اعتمادی که به تخصص شخص وکیل کردم خوشحال بودم و بابت ختم به خیر شدن
این مسیر پر پیچ و خم خدا را شکر کردم.